اخبار

تاریخ خبر: 1396/03/23
زمان خبر :08: 13
نوع خبر :خبر

b_News شما به این ۸ دلیل نمی‌توانید به راحتی رفتارتان را تغییر دهید

arangfilm agency
 
 
 
 
 
 
 
 
تغيير رفتار در واقع نوعي چالش خود- مهندسي است. البته منظورمان از تغيير يک تغيير پايدار و بلندمدت است، نه تغييري که قبل از اتفاق افتادن همانند ترکش به اين طرف و آن طرف پخش مي‌شود. حال اين تغيير چه در مورد رژيم گرفتن، ورزش کردن، رفتار و وابستگي‌ها باشد چه در مورد هر چيز ديگري، يکي از سخت‌ترين کارهايي است که شخص ممکن است آن را تجربه کند.

تغيير رفتار يکي از مباحثي است که تحقيقات زيادي در مورد آن‌ صورت گرفته و يکي از موضوعات که خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند اين است که چرا تغييرات پايدار اينقدر دشوار هستند. در ادامه مي‌خواهيم به 8 دليل بزرگ اين پرسش بپردازيم.

1- احساسات منفي به ما انگيزه مي‌دهند

در حالي که قابل درک است که فکر کنيم احساسات به شدت منفي همچون حس پشيماني، شرمندگي، ترس و گناه بايد بتوانند موجب تغييرات رفتاري ماندگار در فرد شوند و آن را تسريع کنند، اما متاسفانه خلاف اين موضوع صحت دارد. احساسات منفي ممکن است ما را تحريک کنند به چيزهايي فکر کنيم که انجام‌شان نداده‌ايم، يا اين که احساس کنيم کار اشتباهي انجام داده‌ايم، اين‌ها محرک‌هاي ترسناکي براي اعمال يک تغيير پايدار هستند. يک بررسي نشان داده است که راهبردهاي کم اثر در تغيير به ترس و پشيماني مربوط مي‌شوند. شايد سخني کليشه‌اي باشد، اما يک تغيير واقعي براي آن که شکل بگيرد نياز به بستري مثبت دارد، ما براي پذيرفتن چنين چالشي نياز به دلايلي مثبت و خود-آموزنده داريم.

2- ما به خاطر مغلطه‌هاي فکري به دام مي‌افتيم

احساس ضعف در تلاش براي تغيير يک رفتار، هر رفتاري که باشد، منجر به پرورش تفکر همه- يا- هيچ مي‌شود. "مي‌خواهم مسئوليت‌پذير باشم و تغيير کنم و اگر در اين زمينه شکست بخورم يعني اين که نمي‌توانم انجامش دهم". اگر از تعصبات شناختي و واقعيت قلب خود به خوبي آگاه باشيد، مي‌دانيد که تفکر همه- يا- هيچ يک تفکر بزرگ است. اين طرز تفکر ما را به يک وضعيت بدون پيروزي مي‌کشاند، چون شانس شما را براي حفظ حتي موثرترين حرکت‌ها در جهت تغيير رفتار، کاهش مي‌دهد.  اگر ما واقعاً خواستار تغيير باشيم، يکي از اولين کارهايي که بايد انجام دهيم اين است که تفکر همه- يا- هيچ را از ذهن خود خارج کنيم و خطاهاي فکري ديگر را هم از ذهنمان پاکسازي نماييم.

3- سعي مي‌کنيم فيل را يکجا بخوريم

تغيير رفتار کار بزرگي است، مهم نيست چه رفتاري باشد، و تقريباً هرگز امکان‌پذير نيست که اين کار به يکباره صورت بگيرد. ما بايد از جايي با اقداماتي خاص و قابل اندازه‌گيري شروع کنيم. بزرگ و مبهم بايد جاي خودش را به کوچک و خاص بدهد. براي مثال، به جاي آن که  تصميم بگيريم ورزش کردن را آغاز کنيم، بايد از همين امشب 30 دقيقه بعد از خلاصي از کار، پياده‌روي کنيم. هر اقدام خاصي در واقع يک قدم کوچک به سمت تغيير رفتار است و مجموعه‌اي از اين اقدامات با گذشت زمان منجر به يک تغيير فزاينده مي‌شود. براي همراه شدن با اين اقدامات تجمعي و فزاينده، به هدف‌هاي خاص نياز داريم، چيزي که از نظر تحقيقات مرتبط با تغيير رفتار، جزو ضروريات موفقيت هستند، چرا که ما براي سنجش خودمان به اهداف اجرايي نياز داريم. و البته اين اهداف بايد واقعي و خاص باشند.

4- از جعبه ابزار غافل مي‌شويم

اگر مي‌خواهيد ماشين خود را تعمير کنيد، نياز به ابزارهاي مناسب داريد. پس چرا تغيير دادن برخي چيزها در خودمان بايد متفاوت باشد؟ چه آن‌ها را ابزار بخوانيد، چه وسيله يا هر چيز ديگري. مثلاً تغيير رژيم غذايي ما مستلزم آن است که حداقل اطلاعاتي که در خصوص روش‌هاي سالمتر غذا خوردن و برنامه‌هاي عملي براي رخ دادن چنين اتفاقي وجود دارند را بدست بياوريد. شايد بخشي از اين برنامه شامل نوع غذايي باشد که مي‌خوريم، اما برخي از ابزارها خاص افراد هستند و برخي ديگر مناسب افراد ديگري که به آن‌ها نياز دارند. ما به جعبه ابزازي از حمايت‌ها نياز داريم که بتوانيم طولاني مدت به آن تکيه کنيم.

5- مي‌خواهيم خيلي زياد تغيير کنيم

اگر توانستيد يک تغيير بلند مدت در رفتار خود ايجاد کنيد و اين تغيير پايدار ماند، اين تغيير ستودني است. اما اين که سعي کنيد به يکباره چندين رفتار را تغيير دهيد، با اين روش به طور حتم همه آن‌ها را داخل جوي آب مي‌فرستيد. منابعي که براي رخ دادن تغيير به آن‌ها تکيه مي‌کنيم محدود هستند: توجه، خود کنترلي، انگيزه و غيره. تلاش براي تغييرات زياد، در واقع تقاضاهاي غيرواقعي را به آن منابع تحميل مي‌کنند و تلاش‌هايمان از همان ابتدا به فنا مي‌رود. فراموش مي‌کنيم بخش‌هاي ديگر زندگي ما همچنان در گردش هستند و به آن منابع نياز دارند، بنابراين حتي يک تغيير اضافي مي‌تواند معامله بزرگي باشد.

6- روند تغيير را دست کم مي‌گيريم

تغيير فقط يک چيز نيست، بلکه مجموعه‌اي از چيزهاي مرتبط بهم است و تغيير پايدار بدون روندي که تمام اين بخش‌ها را شامل ‌شود، اتفاق نمي‌افتد. شما مي‌توانيد به هر تعداد روندي که براي تغيير رفتار وجود دارند مراجعه کنيد ( مثل مدل TTM) و زماني را به انجام آن اختصاص دهيد که ارزشمند است. اما نکته بزرگتر اين است که تغيير دراز مدت يک رفتار شامل مراحلي است. ما مي‌توانيم به راحتي خود را فريب دهيم و بگوييم که کار بسيار ساده‌اي است اما هيچ چيزي در مورد تغيير رفتار ساده نيست. بلکه مي‌توان گفت که روند حرکتي تغيير يک رفتار، در واقع يک چالش سخت و فرايندگراست.

7- فراموش مي‌کنيم که شکست معمولاً يک هديه است

اگر سعي کرديد چيزي را تغيير دهيد و با شکست مواجه شديد، در حقيقت يکي از محکمترين حقايق مربوط به تغيير رفتار را ثابت کرده‌ايد: شکست حداقل براي بار اول، بخشي از اين روند است و احتمالاً بيش از يکبار اتفاق خواهد افتاد. شکست حقايق بيشتري را در مورد شما آشکار مي‌سازد و نشان مي‌دهد چه چيزي شايسته توجه و انرژي شما در دوره بعدي و بعد از آن است. مدل‌‌هاي روند تغيير که از نظر زماني آزمايش شده‌اند، به عنوان بخشي از اين فرايند در درون شکست نهفته‌اند و افراد را تشويق مي‌کنند تا به شکست به عنوان يک مرحله نگاه کنند نه پايان و بهانه‌اي براي متوقف کرد تلاششان.

8- براي خود تعهد ايجاد نمي‌کنيم

آخرين و شايد مهمترين نکته‌اي که بهترين تحقيقات مرتبط با تغيير رفتار عنوان مي‌کنند اين است که اگر خود را متعهد به انجام کاري نکنيم؛ هرگز اتفاق نخواهد افتاد. ما نياز به " دستگاه تعهد" داريم تا هر آنچه قصد انجامش را داريم و نحوه انجام آن را به طور محکم برايمان مقرر کند. هر اقدام ديگري از آنجا آغاز خواهد شد.

منبع : فوربس

بازنشر: شبکه




توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.


 

arang logo



Emirate Office : 10th floor, X2 Tower Jumairah Lakes Towers, Dubai-UAE
Tel:+971 (55)5490543