اخبار

تاریخ خبر: 1396/03/19
زمان خبر :11: 04
نوع خبر :خبر

b_News چرا یادگیری «استارتاپ ناب» به تنهایی برای موفقیت کافی نیست!

arangfilm agency
 
 
 
 
 
 
 
 
 
استارتاپ ناب يا Lean Startup يک متدولوژي محبوب و موفق در حوزه کارآفريني است که در واقع سيستمي براي راه‌اندازي يک کسب‌و‌کار يا محصول به موثرترين شيوه ممکن و در جهت کاهش ريسک شکست آن‌ها است. در اين روش تمام ايده‌ها در واقع فرضياتي تلقي مي‌شوند که بايد به سرعت در بازار مورد آزمايش و اعتبار سنجي قرار بگيرند.

استارتاپ ناب  به عنوان يک جنبش مردمي آغاز شد که در اکوسيستم استارتاپ ريشه زد و رشد کرد. در طول دهه گذشته، اين جنبش يک جعبه ابزار قدرتمند از تکنيک‌ها و مدل‌ها را توسعه داده است که به نوآوران کمک مي‌کند تا مسير خود را به سمت مدل‌هاي کسب و کار پايدار و سودآورد بپيمايند. با توجه به موفقيت اين جنبش در استارتاپ‌ها، رهبران شرکت‌هاي بزرگ علاقمند هستند که بدانند چگونه مي‌توانند اين جعبه ابزار را به درون سازمان‌هاي خود بياورند. و درست از همان ابتدا، استارتاپ ناب در شرکت‌هاي بزرگ اغلب در ميان مردم عادي آغاز مي‌شود.

طي سه سال اخير درخواست اصلي رهبران اين بوده که تيم‌ محصول (Product Team) آنان در مورد نحوه استفاده از شيوه‌ها و ابزارهاي استارتاپ ناب آموزش ببينند و با وجود چالش‌برانگيز بودن آن، تيم محصول بسيار به استارتاپ ناب علاقمند شدند. آن‌ها مي‌خواهند محصولات موفقي را راه‌اندازي کنند و به استارتاپ ناب به عنوان ابزاري فوق‌العاده‌ براي حل برخي از چالش‌هاي گذشته خود مي‌نگرند (مثل مقياس‌گذاري پيش از موقع).

روند مبتکران

چالش واقعي آن چيزي است که بعد از آموزش و مربيگري اتفاق مي‌افتد. تيم‌‌هاي محصول تازه آموزش ديده، اغلب به شرکت‌هايي بازمي‌گردند که براي حمايت از مهارت‌ها و روش‌هاي کار آنان تنظيم نشده‌اند. کارآفريني و نوآوري، با روند و آهنگ خاصي کار مي‌کند که بهتر است با حلقه ساخت- اندازه‌گيري- يادگيري ارائه شود. تيم‌هاي محصول از اين روند براي شناسايي ‌مفروضات خود، اجراي آزمايشات و استفاده از داده‌ها براي تصميم‌گيري‌هاي مبتني بر شواهد استفاده مي‌کنند. اين روند به تيم محصول کمک مي‌کند تا نيازهاي مشتري را بشناسد، راه‌حل مناسب را ايجاد کرده و مدل کسب‌و‌کار درست را بيابد. در عوض، سازمان‌هاي بزرگ روند متفاوتي بر اساس اجراي مدل کسب‌و‌کار جاري دارند. اين روند اغلب با روند افراد مبتکر در تناقض است؛ چرخه‌هاي بودجه طولاني، طرح‌هاي تجاري 30 صفحه‌اي و مشوق‌هايي مبتني بر رشد درآمد. اين عدم تطابق براي جنبش‌هاي مردمي مشکل ساز است. به همان اندازه که افراد مبتکر سعي دارند کارهايشان را انجام دهند، اغلب توسط فرآيندهاي مديريتي در شرکت خودشان خاموش مي‌شوند. برعکس، همان رهبران که تيم را براي آموزش استارتاپ ناب اعزام کرده بودند، در وضعيتي قرار مي‌گيرند که به همان تيم مي‌گويند " آزمايش را کنار بگذاريد و يک طرح تجاري جديد بنويسيد"

ايجاد قابليت‌هاي سازماني

آموزش استارتاپ ناب به تنهايي کافي نيست. براي آن که اين شيوه‌ها در جهت رشد و پيشرفت شرکت‌هاي بزرگ قرار بگيرند، بايد روند سيستم‌هاي مديريتي خود را تغيير دهيم تا با روند افراد مبتکر مطابقت داشته باشد. قابليت‌هاي سازماني به قابليت‌هاي انساني برتري دارند. يک سيستم سازماني نامناسب، يک انسان خوب آموزش ديده را شکست مي‌دهد. ابزار مديريتي که ما در حال حاضر در شرکت‌هاي خود داريم، با دقت طي دهه‌‌ها و قرن‌ها توسعه يافته‌اند. رهبران شرکت‌ها راه‌هاي فوق‌العاده‌اي براي محاسبه سود و زيان، ترازنامه‌ها، ارزش خالص فعلي و بازگشت سرمايه دارند. وقتي رهبران مي‌خواهند تصميم‌گيري کنند، اين ابزارها به واسطه موفقيت تاريخي‌شان، به طور پيش‌فرض در فرهنگ‌ شرکت‌ها جاي مي‌گيرند. به‌هرحال، اين ابزارها براي مديريت نوآوري‌ها مناسب نيستند. براي مثال، اگر نگاهي به فرمول محاسبه نرخ بازگشت سرمايه يا ROI بياندازيم، متوجه مشکل اين شيوه براي ايده‌هاي جديد خواهيد شد. براي محاسبه ROI ، به اطلاعاتي در مورد درآمد کل محصول و هزينه‌هاي کل ساخت محصول نياز خواهيد داشت. براي نوآوري‌هاي متحول‌کننده، پاسخ صادقانه به اين سوالات " ما نمي‌دانيم" است. اما اگر رهبران ما براي تصميم‌گيري نياز به اين اعداد دارند، تيم‌هاي محصول بايد آن‌ها را هر طور شده فراهم کنند.

ابزارهاي مديريتي جديد

ابزارهاي مديريتي فعلي ما زماني ساخته شدند که جهان بسيار کند پيش مي‌رفت. آهنگ تغيير در محيط کسب‌و‌کار فعلي مناسب ابزارهاي مديريتي که ما در حال حاضر استفاده مي‌کنيم، نيست. اگر نوآوري در حال حاضر به عنوان بخشي از انجام کسب‌و‌کار لازم است، آنچه نياز داريم ابزارهاي جديد براي مديريت اين فرآيند است. در جنبش استارتاپ ناب، جعبه ابزار فوق‌العاده‌اي براي افراد مبتکر داريم تا از آن در کارهاي خود از جمله بوم‌هاي مدل کسب‌و‌کار و تخته‌هاي آزمايش استفاده کنند. موضوعي که بايد با جديت روي آن کار کنيم، ابزارهاي مخصوص رهبراني است که نوآوران را مديريت مي‌کنند. اگر بهترين ابزارهاي معاصر را در اختيار تيم‌هاي نوآور خود قرار دهيم تا محصولات متحول‌کننده بسازند، نبايد بگذاريم رهبران ما با استفاده از ابزارهاي مديريتي قديمي و سنتي که هميشه از آن‌ها استفاده مي‌کنند، نوآوري‌ها را مديريت کنند.

حوزه مديريتي اصلي ما که نياز به ابزارهاي جديد دارد، تصميم‌گيري در سرمايه‌گذاري است. به طور سنتي از مديران خواسته مي‌شود تا طرح‌هاي تجاري سي صفحه‌اي ارائه دهند، قبل از آن که بتوانند سرمايه را آزاد کنند. اين شيوه که مدت‌ها است مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بايد جايگزين شيوه‌اي شود که نوآوري هم در آن به حساب بيايد. ما بايد با رهبرانمان کار کنيم تا فرآيندي را توسعه دهند که در آن سوال‌هاي مناسب در زمان مناسب پرسيده مي‌شوند. اين سوالات بايد مطابق با روند نوآوري باشند.

شرکت پيرسون چرخه حيات محصول ناب (Lean Product Lifecycle) را توسعه داده است. اين چارچوب کاري که برنده جايزه هم شد فرايند نوآوري را به مولفه‌هاي کليدي و مراحل آن تجزيه مي‌کند (ايده، کشف، اعتبارسازي، رشد ، تاييد، کنارگذاري). اين مراحل در واقع راهنمايي براي تيم‌هاي محصول هستند تا کارها را در زمان درستش انجام دهند. براي مثال، ما تيم‌ها را تشويق مي‌کنيم تا مشتري را کشف کنند و در مورد نيازهاي مشتري اطلاعات بگيرند (به عبارت ديگر، کشف) قبل از آن که شروع به ارائه راه‌حل نمايند (به عبارت ديگر، اعتبارسازي).

اين مراحل کليدي همچنين انتظارات رهبر تيم را هم تعريف مي‌کنند و مي‌توانند راهنماي او در تصميم‌گيري‌ها باشند. پس به جاي مطالبه کردن يک طرح تجاري و سپس تصميم‌گيري براي رهاسازي حجم زيادي از سرمايه، مديران تشويق مي‌شوند تا سرمايه‌گذاري‌هاي کوچک افزايشي انجام دهند و پيگير پيشرفت تيم‌شان از طريق چرخه زندگي باشند. اگر تيمي هنوز به دنبال يافتن نيازهاي مشتري و کارهايي است که بايد انجام بگيرند، پس معني ندارد از اين تيم پيش‌بيني‌هاي درآمدي پنج ساله را بخواهيم. در عوض، مديران مي‌توانند سرمايه‌گذاري کوچکي انجام دهند و با پرسيدن اين سوال از تيم که چقدر توانسته‌ نيازهاي مشتريان را بفهمد و راه‌حل درست را پيدا کند، آن را مديريت نمايند. اين فرايند به مديران امکان مي‌دهد تا سرمايه‌گذاري را در مورد ايده‌هايي که کشش و جذابيت بيشتري دارند، دو برابر کنند و آن‌ها را از دست شرط‌‌‌‌بندهاي بزرگي که تنها بر اساس باور يک طرح تجاري ساختگي شکل گرفته، نجات دهند. روي ديگر سکه آن است که تيم‌هاي نوآوري حالا مي‌توانند به واقع روش‌هاي استارتاپ ناب را به کار بگيرند، چرا که انتظارات مديريتي و فرايندهاي تصميم‌گيري با آنچه که تيم به خاطر آن آموزش ديده، همسو مي‌شوند.

نتيجه‌گيري

تصميم‌گيري در خصوص سرمايه‌گذاري مثل نوک کوه يخ مي‌ماند. ما به روش‌هاي مشابهي براي توسعه استراتژي و مديريت نمونه کارها نياز داريم. لطفاً توجه کنيد که اين دليل بر آن نمي‌شود که شرکت‌هاي تاسيس شده، ابزارهايي که برايشان کار مي‌کنند و کارايي دارند را رها کنند. بلکه، منظور اين است که گزينه‌ها را در نظر داشته باشند و بدانند که چه زماني از ابزارهاي درست براي تصميم‌‌هاي درست استفاده کنند. ابزارهاي جديد مديريت نوآوري ما بايد در موازات ابزارهاي مديريتي و حسابرسي‌هاي قديمي کار کنند. تلاش ما اين است که شرکت‌هاي خود را به سازمان‌هايي چيره‌دست تبديل کنيم که هم براي جستجو و هم براي اجرا فوق‌العاده هستند. 

منبع : فوربس

بازنشر: شبکه




توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.


 

: اخبار مرتبط
arang logo



Emirate Office : 10th floor, X2 Tower Jumairah Lakes Towers, Dubai-UAE
Tel:+971 (55)5490543