اخبار

تاریخ خبر: 1396/01/27
زمان خبر :11: 16
نوع خبر :خبر

b_News اگر به تازگی رییس شده‌اید؛ از این ۱۵ اشتباه پرهیز کنید!

arangfilm agency
دير يا زود در حرفه‌ خود به رياست مي‌رسيد و کارفرما بودن را تجربه مي‌کنيد. چه به دليل ارتقاء شغل باشد يا يک استخدام جديد، ناگهان خود را در مقام رياست مي‌يابيد. در حالي که داشتن قدر‌ها و مسئوليت‌هاي جديد فوق‌العاده به نظر مي‌رسد، اما سازگار شدن با نقش جديد بسيار دشوار است.

در ادامه بحث پيش رو مي‌خواهيم 15 اشتباهي را بگوييم که بايد در صورت ارتقاء مقام و رسيدن به چنين جايگاهي از آن‌ها اجتناب کنيد.

1- دوستانتان را ارجح مي‌دانيد

چه به واسطه ارتقاء مقام به سمت مديريت رسيده باشيد يا اين که از بيرون استخدام شده باشيد، اين نکته بسيار حائز اهميت است: «اين که دوستانتان را دور و بر خودتان نگه داريد يا اين که به سرعت دوست پيدا کنيد.» در هر کدام از اين موارد، مراقب دوستي‌هايتان باشيد. گاهي اوقات جدا کردن رفاقت از يک رابطه کاري بسيار دشوار و تقريباً غيرممکن است.

اگر دوست خوبتان کارهايي انجام مي‌دهد که به نفع شرکت نيست، بايد مقابل او بايستيد و از او انتقاد کنيد و همانند ديگر کارمندان نسبت به او سخت‌گير باشيد. اگر دوستانتان شايسته ترفيع نيستند، به آن‌ها ترفيع ندهيد. به خاطر داشته باشيد که دوستي‌ها و رفاقت‌ها مورد قضاوت قرار مي‌گيرند. پس اگر همکاري داريد که آخر هفته‌ها با او به باشگاه مي‌رويد و احساس مي‌کنيد به طور حتم شايسته ترفيع و ارتقاء مقام است، بهتر است اين کارها را با سند و مدرک انجام دهيد.

2- سخت تلاش مي‌کنيد که بقيه دوستتان داشته باشند

  کارفرمايان جديد گاهي اوقات سعي مي‌کنند خودشان را محبوب جلوه دهند: «داخل اداره مي‌چرخند، هميشه خوشحالند، سعي مي‌کنند به همه لبخند بزنند.» اين رفتارها هميشه هم موثر نيستند. در حقيقت، ممکن است بعد از مدتي آزاردهنده شوند و اگر به اين کارها ادامه دهيد، مي‌توانند کاملاً مخرب باشند. قرار نيست همه کارمندان شما را دوست داشته باشند. اگر کارتان را درست انجام دهيد و با آن‌ها همانند کارمنداني ارزشمند رفتار کنيد، اين حس محبوبيت به طور طبيعي در آن‌ها شکل مي‌گيرد. بگذاريد مهارت‌هايتان براي آنان جلب توجه کند. شما قرار نيست برنده مسابقه محبوبيت باشيد.

3- سخت تلاش مي‌کنيد که همه از شما بترسند يا به شما احترام بگذارند

روي ديگر سکه اين است که تلاش مي‌کنيد مورد احترام ديگران باشيد و همه از شما بترسند. البته اين که سعي کنيد ديگران از شما بترسند ايده خوبي نيست. مطمئناً برخي‌ها از اين که ترسناکترين فرد داخل جلسه هيئت مديره باشند، بسيار لذت مي‌برند؛ اما آيا اين کار باعث مي‌شود که آن‌ها رئيس خوبي باشند؟ از سوي ديگر، احترام، ويژگي خوبيست که يک رئيس خوب بايد از سوي کارمندانش دريافت کند. به‌هرحال، احترام گرفتني نيست، بلکه کسب کردني است. رفتارها، تصميم‌ها و عملکرد شما نوع احترامي که دريافت مي‌کنيد را تعيين مي‌کنند. به طور حتم احترام بيش از حد از سوي کسي قابل قبول نيست مگر آن که آن فرد به دنبال ترفيع مقام باشد.

4- همه چيز را تغيير مي‌دهيد، حتي چيزهايي که کارايي دارند

در ورزش، وقتي يک مدير جديد به تيم مي‌پيوندد، تغييرات زيادي در تيم رخ مي‌دهد که اغلب اين تغييرات غيرضروري هستند. در مورد محيط کسب‌و‌کار هم اين اتفاق مي‌افتد. به عنوان يک رئيس جديد، بايد ببينيد چه مواردي عملي هستند و موثر واقع مي‌شوند و چه چيزهايي بي‌تاثيراند و کارايي ندارند. اگر کارايي ندارند، برطرف‌شان کنيد. اگر هم خوب کار مي‌کنند و اثربخش‌اند، روي موارد ديگر تمرکز کنيد. همين روند را در مورد افراد در پيش بگيريد، افرادي را که خوب هستند و کارايي دارند به راحتي حذف نکنيد.

5- قول‌هاي غيرممکن مي‌دهيد

قول‌هايي ندهيد که نتوانيد آن‌ها را عملي کنيد. شايد تصور کنيد که بتوانيد مشکل لاينحلي را حل کنيد اما گاهي اوقات نيروهايي وجود دارند که مانع شما در انجام اين کار مي‌شوند. ابتدا ببينيد که کارمندان به دنبال حل چه مشکلاتي هستند، بعد وارد سيستم‌هايي شويد که مي‌توانند کاري کنند که اين اتفاق رخ دهد. پس قول‌هايي بدهيد که احتمال انجام آن‌ها زياد است.

6-  بيش از حد زير بار مسئوليت مي‌رويد

اين که مسئوليت‌هاي زيادي را بپذيريد، آن هم خيلي زود، مي‌تواند براي موقعيتي که تازه‌وارد آن شده‌ايد، خطرناک باشد. بهتر است در ابتداي کار وظايف کمتري را بپذيريد و آن‌ها را به خوبي انجام دهيد، تا اين که به هر چيزي «چشم» بگوييد و نتوانيد در حد عالي انجام‌شان دهيد. بدتر از آن موضوع، اين که اگر زياد در کارهايي که کارمندان سالها است انجام مي‌دهند، دخالت کنيد؛ تصور مي‌کنند که به آنان اعتماد نداريد. بنابراين، وظايف موجود را بررسي کنيد و کارهايي که نياز به مداخله شما ندارند را به افراد ديگر واگذار نماييد. در اين‌صورت استراس کمتري خواهيد داشت و کارمندان بيشتر به شما اعتماد مي‌کنند.

7- روي مزيت‌هاي کوتاه‌مدت تمرکز مي‌کنيد

ممکن است با ديدن راه حل‌هاي ساده‌تر به سراغ آن‌ها برويد و انجام‌شان دهيد. به‌هرحال، با اين کار در واقع مشکل ديگري به مشکلات قبلي اضافه مي‌کنيد. شايد در کوتاه مدت افراد خوشحال شوند. اگر با لگد به يک قوي کنسرو ضربه بزنيد و آن را به پايين جاده بياندازيد، در جايي مجبور مي‌شويد قوطي را برداريد. و از آن پس مشکلات بزرگتر مي‌شوند.

8- درخواست کمک را رد مي‌کنيد

شما رئيس هستيد. مسئول هستيد. اما مصون از خطا و اشتباه نيستيد. همه چيز را نمي‌دانيد. بسياري از مديران درخواست کمک از ديگران را نشانه ضعف خود تلقي مي‌کنند. هر وقت نياز داريد، درخواست کمک کنيد. اگر نمي‌دانيد محل مورد نظرتان کجاست، مسير را بپرسيد. اگر نمي‌دانيد يک سيستم يا پروسه خاص چگونه کار مي‌کند، درخواست ملاقات با کساني را داشته باشيد که اطلاعات لازم را در اين زمينه دارند و بعد تخصص خود را رو کنيد.

9- آدم‌هاي اشتباهي را اخراج و استخدام مي‌کنيد

اين اتفاق بارها  رخ مي‌دهد و در فرهنگ سازماني يک چيز بديهي است. مدير جديد وارد مي‌شود، به سرعت شروع به اخراج کارمندان مي‌کند و آدم‌هايي را استخدام مي‌کند که با شرکت‌هاي ديگر کار کرده‌اند. ضمن اين که استخدام افرادي که واقعاً روي آن‌ها شناخت داريد مي‌تواند کار درستي باشد، اما به افراد فرصت بدهيد تا خود و توانايي‌هايشان را به شما نشان دهند. شايد ماه‌ها طول بکشد تا واقعاً بفهميد چه کسي کارمند خوبي است و چه کسي عملکرد ضعيفي دارد. بعضي‌ها ممکن است خوب باشند، اما در جايگاه درستي قرار نگرفته باشند. ممکن است برخي‌ها آموزش کافي دريافت نکرده باشند يا اين که به اندازه 3 نفر کار مي‌کنند. پس قبل از انجام هر اقدامي خوب همه جوانب را بررسي کنيد.

10- روي تک تک کارها، مديريت ذره‌بيني داريد

يکي از بزرگ‌ترين تنگراه‌هايي که مديران ممکن است براي خود ايجاد نمايند اين است که خود را وارد تمام مسائل شرکت مي‌کنند. يک کارفرما قطعاً نمي‌خواهد بين علف‌هاي هرز گير کند، او به همه چيز از ارتفاع بسيار بالاتر مي‌نگرد، و مي‌گذارد کارمندان مورد اعتمادش کارهاي کوچکتر را به عهده بگيرند. اگر اصرار داريد که بر جزء جزء پروسه نظارت داشته باشيد يا اين که بخواهيد تمام ايميل‌ها را چک کنيد، دشمني بزرگي براي خود به وجود خواهيد آورد.

11- مي‌خواهيد در مرکز توجه باشيد

تا آنجا که به شما مربوط مي‌شود، در مرکز توجه هستيد. شما شغل داريد. موقعيت شغلي بالايي داريد. شما ستاره نمايش خود هستيد، خانواده به شما افتخار مي‌کند. پس لذتش را ببريد، اما همه اين‌ها را پشت در اداره بگذاريد. نمي‌خواهيد در جلساتي که برگزار مي‌کنيد همه راجع به شما، علاقمندي‌هاي شما، فيلم‌هاي تلوزيوني محبوب شما و رنگ مورد علاقه‌تان صحبت کنند. مي‌خواهيد اولين هفته‌هاي کاري خود را صرف توجه به کارمندانتان کنيد. آن‌ها اولين الويت شما هستند. اين نمايش شما نيست.

12- از شکست مي‌ترسيد

شکست لازمه هر کسب و کاري است. تا وقتي اشتباه نکنيد، ياد نمي‌گيريد که چگونه کاري را درست انجام دهيد- آن هم معمولاً چندين بار. اما مديران تازه‌کار شرکت از شکست مي‌ترسند. به عقيده آنان اشتباه يعني ضعف و اين ضعف مي‌تواند به سرعت منجر به برکناري و اخراج آنان شود. اما در اين تله نيفتيد. بايد دستتان به ستاره‌ها برسد، براي همين بايد خطر کنيد. ممکن است حتي با صورت به زمين بخوريد. به‌هرحال، بيشتر موفق مي‌شويد تا اين که شکست بخوريد، شما احترام کارمندانتان را بدست خواهيد آورد و گام‌هاي بلندي را در جهت موفقيت شرکت خواهيد برداشت.

13- تصميم‌هاي بزرگ را به تاخير مي‌اندازيد

کارمندان شما از مشکلاتي که با آن‌ها روبرو هستيد، آگاه‌اند. احتمالاً خوب هم مي‌دانند، و فقط منتظر شما هستند که آن‌ها را رفع کنيد. اما آن‌ها را فريب ندهيد. اگر مي‌دانيد که کساني به دليل عملکرد نامناسب‌شان در کار بايد اخراج شود، اين کار را ماه‌ها به تاخير نياندازيد؛ چون کار دشوارتر مي‌گردد. اگر بايد تجهيزات را ارتقاء دهيد، اما مي‌دانيد هزينه زيادي مي‌برد، اين کار را پيش ببريد. بگذاريد همه بدانند که به اين موضوع توجه داريد. با بهانه آوردن و به تاخير اندختن، احترام خود را در ميان کارمندانتان از دست مي‌دهيد و همه مي‌گويند که فلاني فقط حرف مي‌زند، عمل نمي‌کند.

14- مسائل کوچکي که مي‌توانند تفاوت‌هاي بزرگ ايجاد کنند را ناديده مي‌گيريد

به قول معروف يک ضربه کاري جلوي ضربه‌هاي ديگر را مي‌گيرد. اين جمله در محل کار هم کاربرد دارد. وقتي مشکلات و مسائل کوچک را مي‌يابيد، با آن‌ها روبرو شويد. براي مثال، ممکن است بفهميد که بين دو نفر از اعضاي تيم دشمني و کينه وجود دارد. اگر از اين موضوع چشم‌پوشي کنيد، به مشکلات بزرگتري منجر مي‌شود. مشکلي که شايد با اخراج يکي از آن دو نفر به راحتي حل مي‌شود. اين مشکلات چه مربوط به شخص، تجهيزات ، سيستم يا هر چيز ديگر باشند- هر چند کوچک- آن‌ها را ناديده نگيريد.

15-  به دنبال مسائل شخصي و شناخت کارمندانتان نيستيد

از يک رئيس تازه‌کار انتظار نمي‌رود هفته اول همه چيز را در مورد کارمندان‌اش بداند. اما يک ملاقات چهره به چهره و تک به تک با کارمندان ضروري است تا بتوانيد از هرگونه موقعيت‌هاي شخصي  که مرتبط با کار هستند، مطلع شويد. مثلاً مي‌بينيد که حواسش به جلسه نيست. از بقيه کارمندان اداره دوري مي‌کند. به نظر مي‌رسد کننده کار نيست. ولي بعداً مشخص مي‌شود که اين فرد کارمند فوق‌العاده‌اي است که به تازگي غم فراغ يکي از اعضاي خانواده‌اش را تجربه کرده است. آن موقع است که مي‌توانيد علت رفتار او را بفهميد يا حتي کمک‌اش کنيد. پس شناخت کارمندانتان و پي بردن به مشکلات و نگراني‌هاي آنان را در هفته‌هاي اول کار خود در اولويت قرار دهيد.

شبکه




توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.


 

: اخبار مرتبط
arang logo



Tehran Office : unit 6, no 16, Shenasa ST,In front of Mellat Park's main door,Valiasr St
Tel:+98 (21)26207324-56
Emirate Office : 10th floor, X2 Tower Jumairah Lakes Towers, Dubai-UAE
Tel:+971 (50)1421315