اخبار

تاریخ خبر: 1396/01/09
زمان خبر :18: 43
نوع خبر :خبر

b_News 17 تکنیک فوق العاده برای رشد خلاقیت و نوآوری

arangfilm agency

تکنيک هاي خلاقيت به عنوان ابزاري براي رشد خلاقيت و افزايش توان حل خلاق مسئله کمک شاياني به توان فرد در تمام مراحل خلاقيت و فرآيند حل خلاق مسئله مي نمايد. به عبارت ديگر هر يک از تکنيک هاي خلاقيت، مرحله يا مراحلي از فرآيند خلاقيت را تقويت مي کنند. اين تکنيک ها فردي و گروهي مي باشند که تکنيک هاي فردي شامل: توهم خلاق و DOIT و تکنيک هاي گروهي شامل طوفان فکري، دلفي، سينکتيکس و تکنيک هاي مشترک شامل اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژيک است. محور اصلي تمام اين روش ها و تکنيک ها، شکستن قالب هاي ذهني است.

تکنيک طوفان ذهني:
طوفان ذهني که يکي از شيوه هاي برگزاري جلسات و مشاوره و دستيابي به انبوهي از ايده ها براي حل خلاق مسائل مي باشد در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. اين واژه هم اکنون در واژه نامه بين المللي وبستر اينگونه تعريف مي شود: اجراي يک تکنيک گردهمايي که از طريق آن گروهي مي کوشند راه حلي براي يک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ايده هايي که به طور خود به خود و درجا به وسيله اعضا ارائه مي شود بيابند.

تفاوت هاي طوفان ذهني فردي و گروهي:
طوفان ذهني فردي با توليد طيف گسترده تري از ايده ها همراه است و کمتر منجر به ايده هايي کارا و عملي مي شود. نکته ي جالب توجه اين است که فرد به هنگام انزوا از گروه ديگر ترسي از انتقاد ندارد و بدون هيچ گونه محدوديتي از طرف اعضا براي تجزيه ايده ها آزاد مي باشد. اما مزيت طوفان گروهي اين است که مشکلات ايده ي فرد به وسيله تجربه و خلاقيت افراد ديگر حل مي شود و از بين مي رود. اگر بخواهيم نتيجه مطلوب تري از طوفان ذهني داشته باشيم مي توانيم اين دو نوع طوفان ذهني را ترکيب کنيم.

تکنيک “چرا؟”:
تکنيک “چرا” دقيقا مثل چراهاي مکرر کودکي است که کودکان براي گسترش فهم خود از دنياي اطرافشان از والدين مي پرسند. اما با اين تفاوت که در بزرگسالي بايد ياد گرفته هايمان را زير سوال ببريم سادگي اين تکنيک باعث شده است، بسياري از مردم متوجه اهميت و نقش آن نشوند و اين تکنيک براي ايده يابي و ايده پردازي به کار مي رود. به عنوان مثال براي شناسايي و تعريف درست و کامل مسئله مي توان از اين تکنيک استفاده کرد. بلکه استفاده از اين تکنيک به ما کمک مي کند تا موقعيت و وضعيت را بهتر و روشن تر مشخص کنيم و در فرآيند آن به ايده هاي جديدي دست يابيم.

تکنيک توهم خلاق:
خيلي اوقات آنچه را که فکر مي کنيم واقعيت است، واقعيت نيست. واقعيت ها با پنج حس انسان درک مي شوند. چيزهايي که چشم مي بيند و طوري که مغز آن را تفسير مي کند باعث اين خطا مي شود. چشم مي بيند، اما وظيفه ي ذهن چيز ديگري است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندي و قابل فهم کردن جرقه هايي است که پس از ديدن، مغز آن را ايجاد مي کند بنابراين تصاويري که در ذهن است، کپي مستقيم اشياء نيست بلکه کدهاي خلاصه اي است که از طريق شبکه ي عصبي مغز مي رسد. منظور و هدف اين تکنيک اين است که شما بتوانيد با قدرت توهم بعضي از اوقات با خطاهاي عمدي طور ديگري به مسائل نگاه کرده تا بدين وسيله اصل و واقعيت موضوع را دريابيد. اين سعي باعث مي شود مقداري اطلاعات از شکاف هاي موجود در بافت هاي عصبي، آزاد شده و به وسيله پيوند با اطلاعات قبلي، الگوي ذهني جديدي ساخته شود و يا موضوع از الگوي ذهني قبلي به الگوي ديگري انتقال يابد.

تکنيک پي. ام.آي (P.M.I):
يکي از ارزش هاي اين تکنيک آن است که انسان را مجبور مي سازد تا دقايقي بر خلاف قالب هاي ذهني اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب هاي ذهني خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگي ذهني بيشتري براي خلاقيت پيدا مي کند. نام اين تکنيک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معني افزودن، کاستن و جالب مي باشد. روش کار چنين است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع يا پيشنهاد و سپس به نکات منفي و نهايتا به نکات جالب و تازه ي آن که نه مثبت است و نه منفي، معطوف مي کند و در پايان نسبت به تهيه ليست نکات مثبت يا مزاياي موضوع، ليست موانع، محدوديت ها و نکات منفي موضوع و ليست نکات جالب و تازه ي موضوع اقدام مي کند. يکي از مهم ترين کاربردهاي اين تکنيک زماني است که نسبت به يک قضيه اطمينان داريم نه مواردي که نسبت به آن شک و ابهام داريم. به عبارت ديگر هر چه نسبت به موضوعي بيشتر بدبين يا خوش بين باشيم استفاده از اين تکنيک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. براي يافتن نکات جالب کافي است که جمله ي ((چقدر جالب مي شود اگر……)) را کامل کنيم.

تکنيک DO IT:
نام اين تکنيک از حروف اول چهار کلمه ي Define به معني تعريف کردن Open به معني باز کردن Identify به معني شناسايي Transform به معني تبديل کردن، تشکيل شده است. منظور از انتخاب اين واژگان اين است که براي حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقيق تعريف و مشخص نمود. و سپس ذهن را براي راه حل هاي مختلف باز نگه داشته تا بهترين راه حل شناسايي و در نهايت آن را به عمل تبديل کرد.

تکنيک شکوفه ي نيلوفر آبي:
اين تکنيک توسط ياسوآماتسومورا طراحي و ارائه شده است. طرح اين ايده بر گرفته از شکوفه نيلو فر آبي مي باشد بدين صورت که گلبرگ هاي شکوفه نيلوفر آبي به دور يک هسته مرکزي خوشه مي زنند و از آن نقطه گسترش مي يابند. با ايجاد پنجره هايي مشابه با پنجره هاي مورد استفاده در برنامه کامپيوتري، بخش هايي از يک تابلوي ايده را مي توان به صورتي تقسيم بندي کرد که يک موضوع اصلي براي استخراج ايده در پنجره هاي جانبي، مورد استفاده قرار گيرد به نوبه خود مراکز مجموعه هاي جديد پنجره را تشکيل مي دهد.

تکنيک چه مي شود اگر….؟
به طور کلي براي خلاقيت بايد فکر، از قالب هاي ذهني، شرايط موجود، پيش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زواياي مختلف رويت و ايده هاي جديدي را تداعي کند. بر همين اساس اين تکنيک کمک شاياني به آزاد سازي فکر براي جمع آوري ايده هاي جديد مي کند. در اين روش توصيه مي شود براي يافتن ايده هاي جديد از سوالات “چه مي شود اگر…؟” استفاده کنيد و آن را به قدري تکرار و تمرين کنيد که برايتان يک عادت شود. از اين تکنيک مي توان براي يافتن افزايش قدرت خلاقيت بدون داشتن موضوع به خصوصي استفاده کرد،ضمن اينکه به عنوان يک تفريح يا شوخي و سرگرمي در همه ي اوقات قابل استفاده است.

تکنيک اسکمپر SCAMPER:
اين تکنيک کاربرد اصلي آن بر پايه ايده يابي فردي طراحي شده است که مي تواند به نحو بسيار اثر بخشي براي گروه ها نيز مفيد باشد. هدف اصلي اين تکنيک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروري به حرکت درآورد. اين تحريک به وسيله يک سري سوالات تيپ و ايده بر انگيز صورت مي گيرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال مي کند و در نهايت با افزايش ايده ها، کيفيت ايده ها تضمين و ارتقاء مي يابد. واژه SCAMPER از ابتداي حروف واژه هاي سوال برانگيز گرفته شده که در دستيابي ايده هاي نو بسيار موثر است.
حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معني جانشين سازي است
حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معني ترکيب کردن است.
حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معني رفاه، سازگاري و تعديل کردن است.
حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معني بزرگ سازي است.
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معني استفاده در ساير موارد است.
حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معني حذف کردن است.
حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معني معکوس سازي است.

تکنيک در هم شکستن مفروضات:
يکي از موانع مهم خلاقيت، مفروضات قبلي است که نا خودآگاه اجازه نمي دهد فکر در همه جهات به حرکت در آيد بسياري از مفروضات قبلي ممکن است در اصل همان زماني که در ذهن ما ايجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسي که خواب تصادف شديد با دوچرخه را ديده است. بسياري از آنها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند يا بسياري از آنها به دليل تغيير شرايط بي اعتبار شده اند. اما مسئله اين است که فرد متوجه اين تغييرات و اشتباهات نيست و هنوز با مفروضات قبلي به مسئله نگاه مي کند. از آنجائي که مفروضات مربوط به قسمت دروني ذهن مي شوند و به عبارت ديگر چون آنها امري دروني هستند نمي توانيم آنها را به تنهايي فسخ يا از فکر خود جدا سازيم. مثل آن چاقو که نمي تواند دسته اش را ببرد. شناسايي مفروضات خود و ديگران، اولين قدم براي تغيير مفروضات است.

تکنيک تجزيه و تحليل مورفولوژيک:
تکنيک تجزيه و تحليل مورفولوژيک يا ريخت شناسانه که توسط فريتززويکي ابداع شد، فني است که بر اساس آن پديده ي مورد نظر از جهت ساختار کلي و ابعاد مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد. به اين منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسايي و فهرست مي کنيم. براي مثال اگر بخواهيم در مورد بازاريابي يک کالا راه هاي جديد و بديعي بيابيم ابتدا بايد ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهري، کاربردهاي آن، خواص و فوايد آن، وضعيت مشتريان و بازار کالا تبيين و تدوين نمائيم. در اين مرحله بايستي سعي کرد ابعاد کالا را بيشتر مشخص کرد. براي اينکه بتوان ابعاد يک موضوع و اجزاي متشکله (متغيرهاي) آن را با يکديگر مقايسه و مرتبط نمود، مي توان ابعاد اصلي و اجزاي آنها را بر روي دايره اي متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دايره هاي مختلف، ابعاد و اجزاي آنها را با هم مقايسه و ارتباط آنها را حدس زد.

تکنيک دلفي:
اين تکنيک در سال 1964 توسط داکلي و هلمر معرفي شد. بسيار شبيه به تکنيک طوفان ذهني است با اين تفاوت که افراد هيچ گاه به صورت گروه در يک جلسه و دور يک ميز جمع نمي شوند و در واقع رويارويي مستقيم رخ نمي دهد. اساس و فلسفه اين تکنيک اين است که افراد در تکنيک طوفان فکري به علت شرم و خجالت نمي توانستند بعضي از ايده هايشان را مطرح نمايند، لذا در اين روش افراد به صورت کلامي و رو در رو درگير بحث نمي شوند. بلکه رئيس گروه موضوع را به همه اعلام مي کند و سپس هريک از افراد به طور جداگانه ايده هايشان را به صورت کتبي (حتي مي تواند بدون ذکر نام باشد) براي رئيس گروه ارسال مي کنند. سپس رئيس گروه تمام ايده هاي پيشنهادي را براي تک تک اعضا ارسال مي کند و از آنها مي خواهد که نسبت به ايده هاي پيشنهادي ديگران فکر کنند و اگر ايده ي جديدي به نظرشان مي رسد به آنها اضافه کنند. اين عمل چندين بار تکرار مي شود تا درنهايت اتفاق آرا به دست آيد. فن دلفي شامل دعوت به مشورت و مقايسه ي قضاوت هاي بي نام چند نوبتي اعضا ي يک تيم در باره تصميم يا مسئله مي شود.

چه موقع از فن دلفي استفاده مي شود ؟

1- هنگامي که مي خواهيد نظر اعضاي يک تيم را در مورد شخصي به دست آوريد بي آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود.
2- هنگامي که اعضاي يک تيم در يک جا مستقر نباشند.
3- زماني که لازم است اعضاي تيم نسبت به تصميمي که مي گيرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند.
4- هنگامي که حضور چهره هاي بالادست و فشار همتايان بر تصميم گيري اثر مي گذارد.

تکنيک استخوان ماهي Fishbone Diagram (علت و معلول):
يکي از روش هاي بسيار سودمند براي شناسايي مسائل نمودار استخوان ماهي است. نمودار استخوان ماهي که گاهي به آن نمودار ايشيکاوا نيز مي گويند توسط پرفسور کائور ايشکاوا از دانشگاه توکيو طراحي شد. هدف اصلي اين تکنيک، شناسايي و تهيه فهرستي از کليه علل احتمالي مسئله مورد نظر است. اين تکنيک در درجه اول يک تکنيک گروهي شناسايي مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.

نمودار استخوان ماهي

تکنيک باز گشت به مشتري:
مي توانيم با روي برگرداندن از مسائل مربوط به توليد و روي آوردن به مسائل مربوط به بازار يابي، رابطه بين فعاليت هاي خود و مشتريان را به لحاظ محصول، قيمت، تبليغ، توزيع و بازار مورد نظر، بررسي مي کنيم.

تکنيک گروه اسمي:
فن گروه اسمي جنبه هاي راي دادن بدون بحث هاي محدود ترکيب مي کند که توافق به دست مي آيد و شما بتوانيد به يک تصميم گروهي برسيد.

چه موقع از فن تکنيک گروه اسمي استفاده مي شود ؟

1- با موضوعي بحث انگيز، حساس، داراي موافق و مخالف يا بسياري برجسته مواجه هستيد و تصور مي کنيد عقيده هاي ضد و نقيض و ده ها دليل جزئي و تفصيلي ممکن است بحث را فلج سازد.
2- مي خواهيد مشارکت مساوي همه ي اعضا را تضمين کنيد.
3- علت اساسي و ريشه اي يک مسئله را شناخته، ولي شناخت نحوه ي اقدام و انتخاب يک گزينه از ميان گزينه هاي بسيار مشکل است.

تکنيک سينکتيکس:
واژه سينکتيکس از ريشه يوناني الاصل synetikos به معني فشار دادن دو چيز به يکدگير و يا متصل کردن چند چيز مختلف گرفته شده است اين واژه به اين دليل انتخاب شده است که خلاقيت نيز نوعي هماهنگ کردن چيزهاي مختلف در يک قالب يا ساختار جديد است و هر انديشه خلاقي از تفکر سينکتيکس بي بهره نمي باشد اين تکنيک روشي است براي بر انگيختن تفکر خلاق در ميان گروهي از افراد که گرد هم مي آيند.

به طور کلي فرآيند به کار گيري اين روش عبارت است از:
1- شناسايي و تعريف مشکل و تجزيه و تحليل آن به منظور رسيدن به ماهيت و جوهره ي آن (شناخت جوهره)
2- ارتباط دادن جوهره ي به دست آمده با موضوع غير مرتبط (ساختن وضعيت مشابه)
3- کشف راه حل هايي براي موضوع مشابه (راه حل هاي مشابه)
4- تلاش براي تبديل راه حل هاي به دست آمده به راه حل هاي نهايي براي مشکل اصلي

منبع:سايت newdesign.ir




توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.


 

: اخبار مرتبط
arang logo



Emirate Office : 10th floor, X2 Tower Jumairah Lakes Towers, Dubai-UAE
Tel:+971 (55)5490543