اخبار

تاریخ خبر: 1395/12/04
زمان خبر :08: 19
نوع خبر :خبر

b_News 13 داستان فوق العاده و باورنکردنی بیل گیتس

arangfilm agency
بيل گيتس زندگي پر فراز و نشيبي را طي کرده است؛ از اخراج از دانشگاه هاروارد تا ميلياردر مايکروسافت تا جهانگرد نيکوکار. در طي اين مدت؛ او از خود شخصيتي ساخته که زبانزد خاص و عام است: مديري جدي و دقيق؛ متفکري فوق‌العاده و مردي که حتي از شستن ظرف‌ها هم لذت مي‌برد.

در زير نگاهي مي‌اندازيم به گزيده‌اي از بهترين داستان‌هايي که درباره او شنيده شده است. منابع اين داستان‌ها؛ کتاب‌ها؛ وب و تمام مصاحبه‌هايي است که در چند سال گذشته توسط بيزنس اينسايدر با همکاران سابقش انجام شده است.

بيل گيتس در دوران دبيرستان موظف به نظارت بر کامپيوترها و تنظيم برنامه کلاسي بود. او از اين فرصت استفاده کرد تا کلاس را با همه دخترهايي که به آن‌ها علاقه داشت، پر کند.

بيل گيتس در دوران دانشجويي خود در دانشگاه هاروارد هيچ‌وقت سر کلاس‌هايش حاضر نشد. به‌جاي آن‌ها سراغ کلاس‌ها و دوره‌هايي مي‌رفت که خوشحالش مي‌کردند. ولي با معجزه شب امتحان؛ هميشه بهترين عملکرد را در امتحانات پايان ترم داشت و بهترين نمره‌ها را کسب مي‌کرد.

زماني‌که ۲۰ سال بيشتر نداشت و در هاروارد تحصيل مي‌کرد، موفق شد يک راه‌کار بي‌نظير براي مشکل معروف "مرتب کردن پنکيک" که حدود ۳۰ سال بدون راه‌حل باقي مانده بود؛ ارائه کند. وقتي استاد وي که يک پروفسور بود؛ وي را صدا کرد تا به او بگويد قرار است موفقيتش تحت يک مقاله دانشجوبي منتشر شود؛ اصلا اهميتي نداد؛ چون او به فکر چيزي مانند مايکروسافت بود.

«کريستوس پاپاديميترو»؛ پروفسور هاروارد با يادآوري اين خاطره مي‌گويد: "دو سال بعد از آن؛ به وي اطلاع دادم که مقاله ما توسط يکي از معتبرترين مجلات رياضي تأييد شده است. ولي مشخص بود که چندان ذوق زده نيست. وي به منطقه آلبکرک در نيومکزيکو نقل مکان کرده بود تا يک شرکت کوچک راه‌اندازي کند. کار آن‌ها در اين شرکت؛ کدنويسي براي ريزپردازنده‌ها بود. يادم مي‌آيد که به خودم گفتم چه جوان با استعدادي. و حيف که استعدادش را اين‌گونه هدر مي‌دهد."

بيل گيتس عادت داشت ديوانه‌وار در صحراي آلبکرک رانندگي کند. اين مکان نزديک نخستين ساختمان‌هاي مايکروسافت بود. يک‌بار؛ وي يک پورشه 928 از دوستش قرض کرد و با چپ کردن؛ يک خسارت اساسي به خودرو وارد کرد طوري که تعمير آن حدود يک سال طول کشيد.

وي سه بار در حالي‌که در حال راندن پورشه 911 از آلبکرک به‌سمت خانه‌اش در سياتل بود، به‌دليل سرعت بيش از حد جريمه شد. جالب اين‌که دو بار از اين سه بار؛ توسط يک پليس جريمه شد. عکسي که در زير مشاهده مي‌کنيد مربوط به بازداشت شدن وي به‌خاطر تخطي از سرعت مجاز است.

بيل گيتس عادت داشت شماره پلاک خودروي کارمندانش را حفظ کند تا بتواند ورود و خروجشان را زيرنظر داشته باشد.

به‌نوشته روزنامه تلگراف؛ بيل گيتس گفت: "بايد کمي دقت مي‌کردم تا استانداردهاي خودم در زمينه کار کردن را به آن‌ها تحميل نکنم. من عادت داشتم شماره پلاک هر کدام از آن‌‌ها را به‌خطر بسپارم. به پارکينگ مي‌رفتم تا خودروها را چک کنم و متوجه شوم چه زماني مي‌آيند و چه زماني مي‌روند. نهايتا؛ وقتي اندازه شرکت بزرگ‌تر شد؛ مجبور شدم از اين کار دست بکشم."

بيل گيتس يکي از طرفداران پروپاقرص بازي کلاسيک ويندوز يعني Minesweeper يا همان مين‌روب بود. وي به‌قدري به اين بازي علاقه داشت که آخر کار مجبور شد براي بهره‌وري بالا؛ آن را از روي کامپيوترش پاک کند.

يک‌بار که يکي از کارمندان مايکروسافت با نوشتن يک اسکريپت موفق شد رکورد گيتس در اين بازي را بشکند؛ او در ايميل خود نوشت: "وقتي ماشين‌ها به جايي مي‌رسند که سريع‌تر از انسان‌ها عمل مي‌کنند؛ چطور مي‌توانيم جايگاه انسان را دوباره پس بگيريم؟"

در دهه 90 ميلادي؛ مايکروسافت دوران درخشش و موفقيت را تجربه مي‌کرد. ولي طبق سياست شرکت؛ همه کارمندان در سفرهاي کاري بايد از ارزان‌ترين صندلي‌هاي هواپيما استفاده مي‌کردند. حتي بيل گيتس هم براي مدتي طولاني ارزان‌ترين صندلي را انتخاب مي‌کرد.

«برَد سيلوربرگ» که سال‌ها SVP مايکروسافت بود در خاطراتش مي‌نويسد:

"کمي بعد از پيوستنم به مايکروسافت در سال 1990؛ بيل؛ من به همراه تعدادي ديگر ار اعضاي تيم ويندوز سفري از نيويورک به سياتل داشتيم تا در جلسه ملاقات با مشتريان شرکت کنيم. اين سفر درست کمي بعد از انتشار ويندوز 3.0 بود. اين اتفاق تقريبا به 25 سال پيش برمي‌گردد و آن موقع؛ مايکروسافت يک شرکت موفق و خوشنام بود. ولي؛ طبق سياست شرکت همه بايد ارزان‌ترين پرواز را انتخاب مي‌کردند. بيل گيتس هم در قسمت ارزان‌قيمت هواپيما؛ روي صندلي وسط نشسته بود بدون اين‌که کوچک‌ترين اهميتي به اين مسئله بدهد. تمام مدت پرواز؛ مشغول مطالعه بود. در آن زمان؛ يک چهره شناخته شده جهاني نبود براي همين؛ نشستن روي ارزان‌ترين صندلي هواپيما در هنگام سفر؛ وي را آزرده‌خاطر نمي‌کرد."

اين رفتار وي؛ وقتي ديدم به اين شکل سفر مي‌کند روي من که يک کارمند تازه کار در مايکروسافت بودم؛ تأثير زيادي گذاشت. البته بعد از آن؛ وي يک جت شخصي خريد.

«جوئل اسپالسکي»؛ پايه‌گذار Stack Overflow که در اوايل کار مايکروسافت؛ در اين شرکت کار مي‌کرد؛ يک بار در وبلاگ خود نوشت:

"آن روزها؛ به اين موارد مرور BillG مي‌گفتيم. تقريبا هر قابليت و ويژگي مهم طرح توسط بيل گيتس بررسي و مرور مي‌شد. در يکي از جلسات BillG؛ يکي از همکاران بخش من وظيفه داشت تا تعداد دقيق عبارت‌هاي خاصي را که بيل گيتس در طول جلسه استفاده مي‌کرد يادداشت کند. هر چه اين عدد کمتر مي‌شد؛ بهتر بود.

وي عدد 4 را اعلام کرد و همه گفتند: "اين کمترين تعدادي است که به‌خاطر مي‌آوريم. معلوم است که هر چقدر وي سنش بالاتر مي‌رود؛ آرام‌تر مي‌شود." آن زمان وي فقط ۳۶ سال داشت.

بعد از آن؛ به خودم گفتم که بيل گيتس قصد بررسي ويژگي‌هاي طرح را ندارد؛ فقط مي‌خواهد مطمئن شود که شما همه چيز را به‌دقت زيرنظر داريد. او هميشه از کارمندانش سئوالات سخت و سخت‌تر مي‌پرسيد تا جايي که آن‌ها مجبور مي‌شدند بگويند نمي‌دانيم. آن وقت؛ بيل گيتس سرشان داد مي‌زد و مي‌گفت که خودت را به‌خوبي آماده نکرده‌اي. هيچ‌کس نمي‌دانست اگر موفق به پاسخ دادن به سخت‌ترين سئوالات شود چه اتفاقي مي‌افتد چون هيچ‌وقت چنين چيزي رخ نداده بود.

ولي خيلي خوب بود. بيل گيتس از همه نظر يک انسان فني فوق‌العاده بود. اگر به کساني که مشغول کار روي يک نرم‌افزار بودند؛ اعتماد و اطمينان داشت؛ هيچ‌وقت دخالت نمي‌کرد. ولي نمي‌توانستيد حتي براي يک لحظه او را دست به‌سر کنيد. چون او يک برنامه‌نويس بود. يک برنامه‌نويس واقعي و حقيقي.

وقتي مايکروسافت امتياز سيستم‌عامل DOS را به شرکت آي‌بي‌ام داد؛ از گيتس و شرکت وي خواسته شد تا چند گيم هم به آن اضافه کنند. به همين‌خاطر؛ بيل گيتس و نيل کانزن تا ساعت ۴ صبح بيدار ماندند تا کد "DONKEY.BAS" را بنويسند. يک بازي احمقانه که هدف آن جلوگيري از برخورد خرها با يک خودرو بود.

بيل گيتس عادت داشت وقتي در حال خواندن يک طرح پيشنهادي جديد بود از عبارات خاص و البته زشت استفاده مي‌کرد. هر چقدر تعداد استفاده از آن‌ها بيشتر مي‌شد؛ مي‌فهميديد که آن موضوع برايش چقدر اهميت دارد.

وقتي تيم طراحي اپل مکينتاش براي اولين بار به پي‌سي آي‌بي‌ام نگاه کردند؛ با خود گفتند "DONKEY.BAS" باعث شرم‌ساري مايکروسافت مي‌شود و فکر نمي‌کردند بيل گيتس نام خود را پاي آن بنويسد.

يکي ار اولين کارمندان اپل به‌نام اندي هرتزفلد مي‌نويسد: "باورمان نمي‌شد بازي که تا اين حد بد است توسط يکي از بنيان‌گذاران مايکروسافت نوشته شده و عجيب‌تر آن‌که او مي‌خواست بابت اين کار اعتبار بيشتري پيدا کند."

بيل گيتس علاقه زيادي به شتسن ظرف دارد. همشيه ظرف‌هاي ناهار را خودش مي‌شويد و بيشتر شب‌ها هم اين کار به‌عهده اوست. وي مي‌گويد: "بقيه هم داوطلب مي‌شوند؛ ولي من روش شستن خودم را بيشتر دوست دارم."

يک‌بار بيل گيتس در جريان يک مصاحبه خودش را داخل دستشويي محبوس کرد و تا زماني‌که خبرنگار از وي عذرخواهي نکرد؛ آرام نگرفت.

يکي از باسابقه‌ترين گزارشگران مايکروسافت به‌نام «مري جو فولي» درباره اين داستان مي‌گويد:

"داستان بامزه‌اي است. من با چند نفر از همکارانم از PC WEEK مشغول تهيه گزارش از نمايشگاه کامدکس که در آن زمان يکي از بزرگ‌ترين رويدادهاي کامپيوتر بود؛ بوديم. "جان دوج" هم آنجا بود. روش مصاحبه او با من خيلي متفاوت است. يکي از بهترين کساني که زيرنظرش کار کردم بدون شک جان است ولي روش او عصباني کردن طرف مقابل است. او واقعا بيل گيتس را تحت فشار گذاشته بود. درباره يک چيز احمقانه مانند معني بازار با هم بحث مي‌کردند.

گيتس؛ لحظه به لحظه ديوانه‌تر مي‌شد. از جا بلند شد و به سمت سرويس بهداشتي رفت. در را پشت سرش بست و خودش را حبس کرد. او گفت: تا زماني‌که جان از من عذرخواهي نکند؛ بيرون نمي‌آيم. بالاخره جان به‌سمت در رفت و گفت: عذر مي‌خواهم. سرانجام اين غائله خاتمه پيدا کرد.

بيل گيتسي که آن روزها مي‌شناختيم با بيل گيتس امروز خيلي فرق مي‌کرد. از زماني‌که پدر شد رفتارش به‌کل تغيير کرد. قبلا خيلي گستاخ؛ عصباني و تند مزاج و در عين حال؛ يک شخصيت فني بود. ولي بعد از آن؛ آدم شد. براي همين وقتي اين داستان‌ها را براي ديگران تعريف مي‌کنم باورشان نمي‌شود. "بيل گيتس؟ واقعا؟"

اما بدون شک؛ يکي از جنجالي‌ترين مصاحبه‌هاي بيل گيتس به سال 1994 برمي‌گردد. زماني‌که «کاني چانگ»؛ گزارشکر شبکه سي‌بي‌اس؛ وي را متهم به نقض قانون ضداعتماد در مايکروسافت کرد؛ بيل گيتس به جوش آمد و با عصبانيت آنجا را ترک کرد.

اما درست قبل از اين حادثه؛ وي در برنامه پخش زنده تونايي خود در پرش از روي صندلي را به نمايش گذاشت. اگر باور نمي‌کنيد؛ حتما ويديوي زير را ببينيد.

شبکه

 




توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.


 

arang logo



Emirate Office : 10th floor, X2 Tower Jumairah Lakes Towers, Dubai-UAE
Tel:+971 (55)5490543